دوئل !
............
چهار !
...
سه !
...
دو !
...
(...بنگ!...)
..............
هر دو
کبوتر را زدند !
س.عمید
*********************************************************************************
اینها کلمات آخرند !
خواهم رفت !
و باز گشتم :
شاید در خزان ۸۴ شاید هم هیچگاه دیگر !
خسته می روم و خسته خواهم ماند !
س.عمید تمام شد !
بدرود ....
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط س.عميد
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: