|
به يگانه الفِ الفبای زندگی ام : او
|
ترکه آلبالویی که چون عروسی تراشیده می ماند ٬ به زیر چاکْ چاکْ گلوی پیر زن ٬
بیشتر خودنمایی می کرد .
تمام مدال های شجاعتش ٬ از ضرب این ترکه ٬ بر سینه چروکیده چنین زنانی
به دست آمده .
انفجاری و فریاد هایی خفهْ در غبار .
و دستی به انتظار صلح ...
س.عميد
